دیگه مثل گذشته دست و دلم به نوشتن نمیره دیگه سیگار بهم نمیچسبه دیگه قهوه بهم تسکین نمیده دیگه هرشب بالش رو بغل نمیکنم دیگه موهامو مرتب نمیکنم دیگه موقع بیرون رفتن به آیینه نگاه نمیکنم دیگه پشت صفحه های مجازی یه شخص،نمیشینم و غصه نمیخورم دیگه منتظر تماس و احوال پرسی های معمول نیستم دیگه حال هیچکسی رو نمیپرسم دیگه نور چراغ رو توی اتاقم راه نمیدم دیگه کافه همیشگی،پر از آرامش نیست دیگه از هیجان خبری نیس سیل همه چیز رو از بین برده،چیزی برای ترمیم نمونده....
برچسب:
نویسنده: پرنیا دادخواه
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 14:23